مشاهیر روانشناسی

کارل گوستاو یونگ، پایه گذار روانشناسی تحلیلی

آشنایی بیشتر با کارل گوستاو یونگ

به گزارش روانشناسی ایران کارل گوستاو یونگ (Carl Gustav Jung) روانشناس برجسته سوییسی و پایه گذار روانشناسی تحلیلی است.

یونگ را در کنار زیگموند فروید از پایه‌گذاران دانشِ نوین روانکاوی قلمداد می‌کنند به تعبیر «فریدا فوردهام» پژوهشگر آثار یونگ: «هرچه فروید ناگفته گذاشته، یونگ تکمیل کرده‌است.»

از او به عنوان پدر روانشناسی نوین یاد کرده و او را در زمره بزرگترین افراد بشر در گذشته و حال می‌دانند.

وی شیوه ای از مطالعه، تفسیر روان و اختلال های آن را بر اساس ارزش های فلسفی و به ویژه نمادها مطرح کرد.

کارل گوستاو یونگ، پایه گذار روانشناسی تحلیلی
کارل گوستاو یونگ، پایه گذار روانشناسی تحلیلی

زندگینامه کارل گوستاو یونگ

 یونگ در ۲۶ ژوئیه سال ۱۸۷۵ در سوییس متولد شد. وی در دوازده سالگی به دلیل بیماری «صرع» از رفتن به مدرسه بازماند اما با اراده خود از قید و بندهای این بیماری خلاصی یافت.

او در جوانی شیفته علم و فلسفه شد اما در دانشگاهِ «بازل» سوییس پزشکی خواند و سپس دستیار روانکاوی در دانشگاهِ «زوریخ» شد.

یونگ چند سالی دوست و همکار «زیگموند فروید» روانشناسِ مطرح بود. وی در ۱۹۱۳ از فروید گسست و مکتب روانشناسی تحلیلی اش را بنیاد نهاد تا آن را از روانکاوی متمایز سازد و ادعا کرد که این روش شیوه ای است که می تواند تمام کوشش های روانشناسی همچون روانکاویِ فروید و روانشناسی فردیِ «آدلر» را دربرگیرد.(۱)

از جمله فعالیت های علمی یونگ می توان به مطالعه او درباره آزمون های «تداعی»، «یادآوری» و کوشش برای طبقه بندی انواعِ شخصیت ها و شرح و بسط نظریه ای دربارهِ «ناخودآگاه جمعی» اشاره کرد.

این روانشناس برجسته سعی کرد از نظریهِ ناخودآگاه جمعیِ خود در پژوهش هایش درباره فرهنگ و به ویژه دین و اسطوره استفاده کند.

یونگ سفرهای متعددی به آفریقا، آمریکا و هند کرد و با «ریچارد ویلهلم» چین شناس آلمانی به مطالعاتی مربوط به چین پرداخت. همچنین با «کارل کرینی» اسطوره شناس در این حوزه همکاری کرد.

این روانشناس دارای آثار متعددی است که در میان آن ها کتابِ «انسان و سمبولهایش» برجسته است؛ اثری که به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.

او در این کتاب نقش فرهنگ و اسطوره های هر ملت را در شخصیت افراد جامعه تحلیل می کند. یونگ در نهایت ششم ژوئن سال ۱۹۶۱ و در سن ۸۵ سالگی دیده از جهان فرو بست.

روانشناسی تحلیلی و طبقه بندی شخصیت

روانشناسی تحلیلی شیوه ای از مطالعه و تفسیر روان و اختلال های آن بر اساس ارزش های فلسفی، نمادها و تصاویر ازلی است که یونگ به آن پرداخت.

یکی از نظریه های مشهور یونگ طبقه بندی او از انواع شخصیت ها برپایه ۲ مفهوم درونگرا و برونگرا است. در دیدگاه وی شخصیت برونگرا اجتماعی، معاشرتی و خوشبین است و شخصیت درونگرا کمتر اجتماعی است و بیشتر تمایل دارد که از واقعیت خارجی دوری کند و جذب دنیای درونی خودش شود.

یونگ این ۲ گونهِ درونگرا و برونگرا را توام با چهار عملکرد شخصیت یعنی حس، تفکر، احساس وشهود می دانست. او عقیده داشت که این عوامل به صورت منفرد در انسان ها حضور ندارند بلکه ترکیبی از آن ها در شخصیت افراد وجود دارد.

به عبارت دیگر وی بر این باور بود که شخصیت هر چقدر که پیچیده تر باشد کارکردها و عوامل بیشتری را در خود جمع می کند.

نماد و دین در اندیشه یونگ

بحث از نماد در رابطه با فرایندهای ذهنی در روانشناسی جایگاه ویژه ای دارد. در میان روانشناسان نیز یونگ اهمیت خاصی برای نشانه و نماد قایل است.

در واقع او از نمادها برای تعبیر رویاها بهره می برد. در نظام اندیشهِ یونگ نماد همه مسایل هستی آدمی را شامل می شود و جهان انسان را نمی توان فارغ از آن مورد تحلیل و بررسی قرار داد.

از این رو برخی منتقدان بر این باور هستند که یونگ نمادین می نوشت و در نماد و با نماد می زیست تا جایی که می توان مدعی شد نوشته های وی سرشار از بیانی استعاری و نمادین است.(۲)

کند و کاو و تحلیل های یونگ درباره دین شناسی و رابطه آن با روانشناسی نیز جایگاه ارزنده ای در تفکر و رویکرد فکری او دارد. بیشتر یونگ شناسان بر این نکته تاکید دارند که وی فردی بود که آگاهی دینی داشت. این روانشناس نام آور جنبه مذهبی کارش را مهم می دانست. از این رو در زمینه ارتباط دین و روانشناسی مسایل مختلفی را مطرح کرد.

ضمیر ناخودآگاه

یکی از موارد باعث اختلاف نظر میان یونگ و فروید، مبحث مربوط به ناخودآگاه می‌باشد. چرا که فروید ناخودآگاه را برآمده از خودآگاه و وابسته به آن می‌دانست در حالیکه یونگ معتقد بود، عرصه خودآگاه ذهن در انسان همانند یک جزیره کوچک در اقیانوسی از ناخودآگاه قرار دارد.

یونگ ناخودآگاه را به دو بخش اصلی تقسیم نموده بود، یکی ناخودآگاه فردی که زمینه بروز انگیزه‌ها و امیال درونی است و به مضامین دوران کودکی ختم می‌شود و دیگری ناخودآگاه جمعی که ریشه در حیات اجدادی بشر دارد و شامل تجربه‌های گذشتگان است که در هاله‌ای از ابهام فرورفته‌است.

او معتقد بود که ناخودآگاه از لحاظ دسترس‌پذیری به سه سطح قابل تقسیم است که عبارتند از:

  • سطح ناخودآگاه در دسترس.
  • سطح ناخودآگاه که با اندیشه قابل دسترس است.
  • سطح ناخودآگاه هسته که غیرقابل دسترس است.

یونگ در یکی از سخنرانی‌های خود عنوان می‌کند که، اصطلاح ناخودآگاه را به منظور پژوهش مطرح کرده‌است و به جای آن می‌توانسته از واژه «خدا» استفاده نماید.

او همچنین عنوان می‌کند که هرجا به زبان اساطیر سخن گفته‌است، واژه‌های مانا، خدا و ناخودآگاه با یکدیگر مترادف بوده‌اند. کارل گوستاو یونگ معتقد است، برجسته‌ترین ویژگی مربوط به ناخودآگاه جمعی، نمادهای کهن و شگفت‌انگیزی هستند که آن‌ها را کهن الگو (آرکی تایپ) نامیده‌است.

یونگ معتقد است زبان ناخودآگاه، زبان نمادها است که برای سخن گفتن با آدمی از راز و رمزهای پنهان در نمادها استفاده می‌کند. ناخودآگاه به واسطه رؤیا و اسطوره با انسان سخن می‌گوید و زادگاه هردوی آن‌ها در ناخودآگاه فردی و جمعی است.

وی معتقد است رؤیای جمعی همان اسطوره است که در طی تاریخ توسط ملل و اقوام به زبان تمثیل و نماد بیان می‌شوند و عمیق‌ترین لایه‌های ناخودآگاه جمعی را آشکار می‌کنند.

نقد و بررسی

بیشتر منتقدان بر این باورند که یونگ همواره پیگیر رویدادهای زمانه خویش بود اما از دریچه چشم یک روانشناس ورزیده و ژرف نگر به آن ها می نگریست. در واقع او بیشتر شیفته کند و کاو زیر پوستهِ زندگی اجتماعی و سیاسی بود و علاقه چندانی به جنبه ها و لایه های سطحی آن نداشت.(۳)

با این حال محور اصلی انتقادهای مخالفان نظریه های یونگ، گرایش قوی و شدید او بر جنبه های ذهنی و نامشهود شخصیت انسان است؛ داده هایی که بر مشاهده های عینی مبتنی نبودند و در شرایط کنترل شده و نظام دار به دست نیامده اند. به عبارتی دیگر این موقعیت هایی که براساس آنها، این داده ها به دست آمده اند قابل تکرار و تایید نیستند.(۴)

همچنین درک اندیشه های یونگ درباره روان چندان آسان نیست چرا که افراد راجع به معنای دقیق مفهوم هایی چون انواع روانی که او مطرح می کند، توافق ندارند. (۵)

به نظر می رسد یونگ نیز مانند فروید، نظریه خود را بر مبنای «شهود» پایه ریزی کرد که از تجربه ها و رویاهای شخصی او به دست آمد. روش او برای ارزیابی کارکردِ روان به نوعی رویکردی عرفانی منجر شد.

منتقدان و روانشناسان بر این باورند که با وجود اثر گذاری اندیشه های یونگ در عرصه روانشناسی، در کتاب های او نوعی بی ثباتی و تناقض وجود دارد. همچنین به دلیل این که او برای همگان و عامه مردم نمی نوشت، خوانش آثارش با دشواری های بسیاری همراه است.

 

۱- یونگ، کارل گوستاو، انسان امروزی در جستجوی روح خود، فریدون و لیلا فرامرزی، انتشارات آستان قدس رضوی، سال ۱۳۸۱،ص۳۱
۲- وزیرنیا، سیما، «جایگاه نماد در نظام اندیشه یونگ»، نشریه خیال، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۱، ص۶۹
۳- اوداینیک، ولودیمیر والتر، یونگ و سیاست، علیرضا طیب، نشر نی، چاپ دوم، سال ۱۳۸۸، ص۹
۴- شولتز، دوان پی، نظریه های شخصیت، یوسف کریمی و همکاران، انتشارات ارسباران، چاپ دوم، سال ۱۳۷۸، ص ۱۲۹
۵- اسنودن، روت، خودآموز یونگ، نورالدین رحمانیان، نشر آشیان، چاپ اول، سال ۱۳۸۷، ص۷۳

گردآوری: روانشناسی ایران

 

برچسب‌ها

احسان اخوان سلماسی

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، کارشناس ارشد اداره خدمات روانشناختی دانشگاه رضوی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید

Close
Close