اخبارروانشناسی و مشاوره

رواندرمانی و متولیانش …

چقدر از رواندرمانی اطلاع داریم ...

یادداشتی از دکتر شهرام محمدخانی
رواندرمانی به عنوان روش مداخله غیر دارویی مبتنی بر محموعه ای از اصول، مفروضه ها و مبانی است و مستلزم برخورداری از دانش، نگرش و مهارتهایی در حیطه های خاص است که هم روانپزشکان و هم روانشناسان می توانند این ها را یاد گرفته و به کار گیرند.
اندر حکایت روان درمانی و متولیان آن
✅روان درمانی یک رویکرد نظری به مسایل و مشکلات روانشناختی است که از نگاه زیستی متفاوت است. این رویکرد و مداخلات آن حاصل تجارب و یافته های متخصصان علوم رفتاری از جمله روانپزشکان و روانشناسانی است که به دلیل محدودیت نگاه تک بعدی به انسان و مشکلات آن و ناکارآمدی روش های زیستی در کاهش رنج انسان ها شکل گرفت.
اگر چه بنیانگذار برخی از رویکردهای رواندرمانی روانپزشکان دارای رویکرد روانشناختی هستند که به دلیل ناکارآمدی نگاه تک بعدی به انسان به یک اکتشاف جدید رسیدند ولی در طول یک قرن گذشته و به ویژه در چند دهه گذشته روانشناسان با ارایه رویکردهای مبتنی بر شواهد و نظریه های روان درمانی معاصر و نیرومند به رشد و گسترش روان درمانی کمک شایانی کرده اند و به نوعی می توان گفت مهر خودشان را بر این حیطه زده اند. نمونه این تحولات را می توان در کتاب های راهنمای روان درمانی معاصر که توسط روانشناسان تالیف شده است، دید.✅شاید این دعوای ساختگی که رواندرمانی وظیفه و کار کیست، سوال مناسبی نباشد و بیشتر جنگ زرگری است. رواندرمانی به عنوان روش مداخله غیر دارویی مبتنی بر محموعه ای از اصول، مفروضه ها و مبانی است و مستلزم برخورداری از دانش، نگرش و مهارتهایی در حیطه های خاص است که هم روانپزشکان و هم روانشناسان می توانند این ها را یاد گرفته و به کار گیرند.بر این اساس اگر روانپزشکی که تا دیروز معتقد بود تنها راه درمان دارو نیست امروز به این نتیجه و باور رسده است که راه رسیدن به درمان متعدد است و شروع به یادگیری و کاربرد روان درمانی می کند، من این را به فال نیک می گیرم.

✅در این سو هم برخی روانشناسان متعصب هر گونه پایه زیستی را منکر می شوند و تنها به یک رویکرد غیر دارویی می چسبند که ممکن است در شرایط خاصی کارآمدی کافی و لازم را نداشته باشد؛ بنابراین شاید سوال مناسب این باشد:
✅آیا همه روانشناسان و روانپزشکان در ایران این اصول و دانش و مهارتها را به اندازه کافی یاد می گیرند؟ ✅ آیا هر روانشناسی از هر شاخه ای به صرف خواندن روانشناسی صلاحیت روان درمانی را دارد؟
✅آیا این موضوع که روانپزشکان حق روان درمانی ندارند، دقیق و واقع بینانه هست؟ مثلا آرون تی بک روانپزشک مبدع شناخت درمانی نباید رواندرمانی بکند ولی دانشجوی روانشناسی عمومی یا شخصیت روان درمان بکند؟
✅آیا روانپزشکان ایرانی آموزش های کافی در زمینه به کار گیری راهبردهای روان درمانی دریافت می کنند؟ ✅روانشناسان چه طور؟
✅متاسفانه این برخورد متعصبانه باعث می شود روان شناسان به جای تجهیز خودشان به دانش، ابزارها و راهبردهای روان درمانی و بهبود وضعیت نظام آموزشی در دانشگاه ها فقط حمله می کنند و می گویند روانپزشکان حق ندارند روان درمانی کنند؟
✅در مقابل روانپزشکان با درک این خلا می روند فلوشیب و دوره های تخصصی همراه با کاروزی طراحی می کنند و خودشان را به این دانش مجهز می کنند و بعد به روانشناسان مدعی حمله می کنند که شما حق ندارید روان درمانی کنید؟

به نظر می رسد این حمله و ضدحمله متقابل به جای این علمی باشد بیشتر بر اساس جنگ قدرت و منافع خاص صورت می پذیرد که در نهایت به ضرر مراجعان تمام می شود.

من معتقدم از ماست که بر ماست
✅دوستان در سازمان نظام زحمت کشیدند و انجمنی به نام رواندرمانی را تاسیس کردند؛ اما اگر منصفانه به ترکیب موسسان و مدیران این انجمن نگاهی بیاندازیم اکثر آنها در چه رشته ای تحصیل کرده اند، چه نوع تجارب روان درمانی دارند، … در ترکیب انجمن رواندرمانی، روانشناسان تربیتی، عمومی، استثنایی و شخصیت (با تمام احترام به دانش و تخصص این اساتید در حوزه تخصصی خودشان) حضور دارند ولی روانشناسان بالینی و سلامت (با مدرک لیسانس و فوق لیسانس مرتبط)  که تنها شاخه روانشناسی است که کارش و هدفش روان درمانی است یا حضور ندارند یا حضورشان بسیار کم رنگ است.

✅برعکس این حالت در انجمن وزارت بهداشتی ها است که حداقل اسمی از روانشناسان بالینی و سلامت برده می شود و بقیه شاخه های روانشناسی از این موضوع مستثنی می شوند.

✅بنابراین اگر در تاسیس انجمن روان درمانی اندکی دقت می شد و به جای دور هم جمع کردن رفقا نگاه حرفه ای و علمی لحاظ می شد و ترکیب منطقی تر و قابل دفاعی شکل می گرفت شاید روانپزشکان امروز این برخورد را نمی کردند؟

با این حال من معتقدم باید از حق خودمان دفاع کنیم ولی نه با روش‌های احساسی،هیجانی و خشونت آمیز بلکه با منطق و استدلال علمی و گفتمان تخصصی بین طرفین مدعی.

یادمان باشد این فرایند بخشی از تاریخ گذار روانشناسی است، در غرب هم همین دعوا ها و اختلافات بوده و هست ولی روانشناسان با تقویت کارآمدی روش‌های خودشان و ارایه مداخلات مبتنی بر شواهد و اثربخش کاری کردند که دیگران قدرت انکار آنها ندارند و بخشی از نظام تصمیم گیری در حیطه سلامت روانی و اجتماعی شده اند.
انجمن های تخصصی مانند انجمن روانشناسی بالینی و انجمن روانشناسی نقش بسیار مهمی در افزایش قدرت و نفوذ روانشناسان در فرایند تصمیم گیری و برنامه های کلان سلامت روان مانند لایحه سلامت روان وزارت بهداشت دارند متاسفانه فقط به نامه نگاری و چند مصاحبه هیجانی با نشریات می پردازند و یک اقدام عملی منسجم که مستلزم برگزاری نشست های تخصصی، اول در درون مجموعه حرفه ای و رسیدن به یک اجماع و سپس رایزنی و نشست با متولیان حاکمیتی است صورت نمی پذیرد.

از طرف دیگر بخشی از همکاران روان شناسی احساس تعلق نمی کنند چون فکر می کنند استانداردها و مصالح مورد نظر آنها توسط نظام یا انجمن ها دنبال نمی شود. به عبارتی دیگر جمعی از نخبگان و فعالان روان شناسی بازی داده نمی شوند و در نتیجه احساس طردشدگی و واکنش متقابل است که نمونه آن نامه اخیر چند همکار در مورد وضعیت روانشناسی بالینی و سلامت است.

بنابراین نقد درونی یادمان نرود بیایید انجمن ها و سازمان نظام را خانه امن همه روانشناسان و بزرگان این رشته نمائیم نه خانه چند بزرگ خاص.

به این نکته توجه داشته باشیم که ما ابتدا چوب ضعف علمی و حرفه‌ای خودمان را می خوریم. اگر روانشناسان کارشان درست و اثربخش باشد مردم خود بهترین انتخاب را خواهند کرد. کما این که گاهی ما به اصرار مراجعان خودمان را به روانپزشک ها ارجاع می دهیم.

برچسب‌ها

احمد الهی مقدم

عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران کارشناسی روانشناسی بالینی سال 1393 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی سال 1396 دارای مدرک C.B.T در درمان افسردگی و اختلالات خلقی از سازمان بهزیستی خراسان جنوبی دارای مدرک ترک اعتیاد از سازمان بهزیستی خراسان رضوی فعال در کلینیک ترک اعتیاد در سال 1393 فعال در بیمارستان از سال 1396 تا اکنون مدیریت گروه بزرگ روانشناسی نوین

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید

Close
Close