روانشناسی و مشاوره

از هیپوکندریا چه می دانید ؟

درعلم روانپزشکی به شخصی که از سلامت بدنی برخوردار است ولی خود را بیمار می انگارد هیپوکندریاک یا خودبیمارانگار گویند.
درمان :
هر چند که احتمال طولانی شدن دوره درمان وجود دارد و تمایل به داشتن نگرانی مفرط از سلامتی ممکن است کاملاً از بین نرود. بهرحال، بیمار مبتلا به هیپوکندریا می تواند دریابد که دچار اضطراب است و یک بیماری جسمی ندارد و بتدریج از اضطراب خود بکاهد . این اولین قدم است . انواع موقتی هیپوکندریا معمولاً با مشاوره و گاه با مصرف داروهای ضداضطراب قابل درمان است . اما در نوع بلندمدت، پزشکان از روند درمان آنها رضایت ندارند ، چرا که دائماً فهرستی از علائم را متذکر می شوند که آزمایشات، عدم وجود بیماری مربوط به آنها را تأیید می کنند و این اشخاص به هیچ وجه به اطرافیان اطمینان کامل از سلامتی خود را نمی دهند .ـ دارودرمانی:
درمان داروئی علایم؛ داروهای ضداضطراب و ضدافسردگی برای اضطراب و افسردگی؛ و داروهای سروتونرژیک برای افسردگی و اختلال وسواس فکری – عملی مفید هستند. مصاحبه با کمک دارو میتواند باعث پالایش (catharsis) و بهبودی بالقوه نشانههای بیماری شود، با این وجود، معمولاً این بهبودی، تنها موقتی است.

ـ درمان روانشناختی:
۱۱٫ رواندرمانی پویش روانی مبتنی بر بینش، معنای نمادین نشانه را مشخص میکند و مفید است. به بیمار جملاتی مانند ”همه اینها در ذهن تو است“ نباید گفته شود. ارتباط طولانیمدت با پزشک یا روانپزشک، همراه با اطمینانبخشی به بیمار که بستری جنسی ندارد، مفید است.
۲٫ هیپنوتیزم و رفتاردرمانی برای القاء آرمیدگی مفید است.

از هیپوکندریا چه می دانید ؟
خودبیمار انگاری یا هیپوکندریا ترس بیمارگون یا اعتقاد به داشتن یک بیماری جدی با وجود اینکه بیماری وجود ندارد. هرکدام از اعضاء بدن ممکن است درگیر شوند. از همه شایعتر درگیری سیستمهای گوارشی و قلبی عروقی است.

اصطلاحا هیپوکندریاک به فردی گفته می شود که گمان می کند بیمار است «یا تنها» تصور می کند علائمی از بیماری دارد اما واقعا هیپوکندریا یعنی نگرانی مفرط درباره سلامتی، مانند هر تشخیص بالینی دیگر جدی است. این حالت باید «تشخیص مثبت» داده شود بدین معنا که تنها رفع ظن بیماری جسمی کافی نیست بلکه وجود یک اضطراب اغراق آمیزهم باید در فرد تشخیص داده شود.

هیپوکندریازیس غالباً نوعی پاسخ به حالتهای استرس و یا بیماریهای روحی مانند اضطراب و افسردگی است. هیپوکندریازیس در شرایط مختلف و بصورتهای کوتاه مدت و بلند مدت مشاهده می شود. بلندمدت بدین معنا که ، برخی افراد از زمان کودکی به آن مبتلا بودنده اند. این افراد از سنین کودکی دچار اضطراب بوده و برای آنها نگرانی از ابتلا به بیماری به عادتی تبدیل شده که مایه استرس است.آنها ندانسته بیماری را دستاویزی برای رهائی از کارهائی که باعث نگرانی شان می شود، قرار می دهند و زمان و هزینه زیادی را برای دیدن متخصصین پزشکی صرف می کنند. برای مثال شخصی ممکن است پس از مرگ یکی از دوستانش در اثر سکته قلبی، مدت ها هرگونه احساس درد ناگهانی در قفسه سینه را به معنی وقوع اتفاق مشابه برای خود تصور کند. بهرحال زمانی که انسان دچار اضطراب روحی است، نشانه های جسمانی نیز بروز خواهند کرد.

در مورد نوع کوتاه مدت،برای مثال شخصی که یکی از نزدیکان خود را در اثر ابتلاء به تومور مغزی از دست داده ، در صورت دچار شدن به سردردهای مزمن ممکن است اینگونه بیندیشد که او هم به این بیماری مبتلاست. ـ بیمار اعتقاد دارد که بیماری یا اختلال کارکرد جسمی وجود دارد.

ـ معاینه بالینی یا جواب منفی آزمایشها، تنها به مدت کوتاه موجب اطمینان بخشی بیمار میگردد. ولی بعد علایم برمیگردد (در هذیان جسمی، نمیتوان به بیمار اطمینان خاطر داد).
ـ اختلال حداقل شش ماه طول میکشد.
ـ اعتقاد، شدت هذیانی ندارد.

علائم بارز:
علائم فیزیکی همیشه موجودند اما ممکن است عادی باشند ( مانند سردرد، درد شکم، سرگیجه، بی اشتهائی و …) که به غلط، خطرناکتر از آنچه هستند تفسیر می شوند.

آنها بر این باور بودند که یک سری نشانه های بیماری درست از زیر دنده ها(شکم فوقانی) منشا می گیرد. همچنین می پنداشتند علائم روحی که غالبا با درد و ناراحتی همراهند نتیجه وجود بیماری هستند. ازآن زمان برای هربیماری ناشناخته یا غیر قابل تشخیص واژه فوق یعنی hypochondria را بکار می بردند.

شیوع آن در زنان و مردان یکسان است و در میان همه گروه های سنی و طبقات اجتماعی ممکن است ظاهر شود. در تمام سنین میتواند اتفاق بیفتد، اوج ابتلاء در مردان در سنین سی سالگی و در زنان در سنین چهل سالگی است.
تشخیص این حالت زمانی صورت می گیرد که شخص طی حداقل شش ماه علیرغم اطمینان خاطر از لحاظ پزشکی ، خود را متقاعد نموده که بیمار است و یا می ترسد که بیمار باشد. این ترس از بیماری یا ابتلا ء به نشانه های آن، ناخوشایند است و تاثیر منفی در روند عادی زندگی روزانه فرد دارد و نهایتا منجر به آزمایشات کلینیکی یا درمان می شود. حتی ممکن است بیمار موقتا بپذیرد که توضیح فیزیکی برای علائمی که وی بروز می دهد وجود ندارد.

این نوع خود بیمار انگاری در میان دانشجویان پزشکی تحت عنوان سندرم دانشجویان پزشکی شایع است و علت آن آشنائی این افراد با انواع بیماری ها و مواجه شدن با آنهاست لذا به محض مشاهده یک نشانه شبیه نشانه موجود دریک بیماری خاص دچار اضطراب و ترس خاصی می شوند.

این نوع هیپو کندریازیس معمولا موقتی و گذراست اما برخی افراد با نوع طولانی تر آن روبرو هستند که غالبا از زمان کودکی به آن مبتلا بوده اند.این افراد از سنین کودکی دچار اضطراب بودند و برای آنها نگرانی از ابتلا به بیماری به عادتی تبدیل شده که مایه استرس است. آنها بیماری را دستاویزی برای رهائی از کارهائی که باعث نگرانی شان می شود، قرار می دهند و زمان و هزینه زیادی را برای دیدن متخصصین پزشکی صرف می کنند.
علائم فیزیکی همیشه موجودند اما ممکن است عادی باشند (مانند سردرد، درد شکم، سرگیجه، بی اشتهائی و…) که به غلط، خطرناک تر از آنچه هستند تفسیر می شوند. نشانه های جسمی ممکن است متغیر یا ثابت و نیز می توانند مبهم یا کاملا اختصاصی باشند.هر چند که احتمال طولانی شدن دوره درمان وجود دارد و تمایل به داشتن نگرانی مفرط از سلامتی ممکن است کاملا از بین نرود. بهر حال بیمار مبتلا به هیپوکندریا می تواند دریابد که دچار اضطراب است و یک بیماری جدی جسمی ندارد و بتدریج از اضطراب خود بکاهد.

سبب شناسی
ـ علل ممکن است روانزاد باشد، ولی بیمار ممکن است به شکل مادرزادی به عملکردها و احساسهای بدنی، حساسیت بیش از حد داشته باشد و آستانه تحملش برای درد یا ناراحتی جسمی پائین باشد.
ـ پرخاشگری نسبت به دیگران از طریق قسمت خاصی از بدن، به سمت خود برمیگردد.
ـ عضو مبتلا ممکن است معنای نمادین مهمی داشته باشد و بنابراین به گونه ای نمادی از بدن به سخن می آید و ابراز ناراحتی میکند.
فرد با دانستن این مطلب که خود بیمار انگار است و واقعا مبتلا به بیماری خاصی نیست ، شفا نمی یابد ، اما این آگاهی اولین قدم است. زمانی که خودبیمار انگاری در اثر یک رویداد مهم در زندگی فرد بروز می کند (برای مثال از دست دادن عزیزان) درمان به زمان کمتری نیاز دارد تا اینکه شخص همواره در مورد وجود یک بیماری جسمی، دچار ترس و اضطراب بوده باشد.
انواع موقتی هیپوکندریا که در اثر اتفاقات ناگهانی روی می دهد معمولا با مشاوره و گاه با مصرف داروهای ضد اضطراب قابل درمان است اما در مورد گروه دوم که دیرزمانی است از این ترس و نگرانی ها رنج می برند ، معمولا پزشکان از روند درمان آنها رضایت ندارند چراکه دائما فهرستی از علائم را متذکر می شوند که آزمایشات ، عدم وجود بیماری مربوط به آنها راتایید می کنند و این اشخاص بهیچ وجه به مرحله اطمینان کامل از سلامتی خود نمی رسند.

بهر حال آنچه مسلم است در صورت بروز ناراحتی های جسمی مراجعه به پزشک متخصص ودر صورت لزوم انجام آزمایشات بهترین راه برای مطمئن شدن از احتمال وجود یا عدم وجود بیماری است و در صورت بروز نگرانی های افراطی و ترس از بیماری نیز کسب راهنمائی و مشاوره و احتمالا مصرف داروهای ضد اضطراب به تجویز پزشک اجتناب ناپذیر است.

برچسب‌ها

احسان اخوان سلماسی

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، کارشناس مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی دانشگاه رضوی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید

Close
Close